آتشی از عشق تو بر پا می کنمدر خود آن عشق را احیا می کنمیک شبی با یاد رویت در خیالعشق تو در بوق و کرنا می کنممی نشینم گوشه ایی خلوت نشینچشم خونین غرق دریا می کنمحال اگر یاری کند با قلب من همچو مجنون ذکر لیلا می کنمگر بهشتم را براند ربنانذر گندم ، سیب حوا می کنمشب نشینی با خیالت از قضازحمت عشقست که معنا می کنمدر پی اینگونه ماندن در جهانقصد مردن صبح فردا می کنمزحمت قزوینی 2/1/1399
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی ۱۴۰۱ ساعت 18:42 توسط زحمت کشان
|
برچسب:
نویسنده: پرهام ابراهیمی
تاريخ: دوشنبه
28 فروردين
1402 ساعت: 3:35